“اربابم نمیخای بیای دیگه؟”

“اربابم نمیخای بیای دیگه؟”


یاد گرفـتم هـر وقـت دلمواســــه کسی تنگ شد،

شب بـــرم کنار پنجـــره ی اتاقــــــم

و یه ســـــتاره تو آسمــــون به نامــش بزنم

الان مدتهــاست که

همـــــه ی ستاره هـــای آسمون به نامت شده!!!

نمیــــــای آقـــــــا؟؟؟
دیدگاه ها (۲)

این روزهـــــا دلم که هوایی میشهانگــــار دیــگه شـب و روزنم...

برهنگی افکارت را هزاران بار لایک خواهند کرد!کمبــــــــود مح...

آری من هم مادری مقصرم!!!وقتی که به دخترم گفتم که باید به برا...

دلنوشته در غروب جمعه با امام زمان – غروب هایی که بدون تو میم...

پارت ⁵⁴+میخوام برم حموم کمکم میکنی؟ _ میخوای من کمکت کنم !+ ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط