تا بود که بویی از تو بیابد دلم چو جان

تا بود که بویی از تو بیابد دلم چو جان
بیرون شد از زمان و مکان از که جویمت

در جست و جوی تو دلم از پرده اوفتاد
ای در درون پردهٔ جان از که جویمت

#عطار
دیدگاه ها (۷)

‏عضو عضوِ ما جراحت‌ زارٍ حسرت‌های اوست !#بید...

نکاهدم بار، فزایدم دردنخواهدم یار، چه بایدم کرد#ملک_الشعرای_...

خواهد به سر آید شب هجران تو ...

من خسته چون ندارم، نفسی قرار بی‌توبه کدام دل صبوری، کنم ای ن...

ای دلم مستغرق سودای توسرمهٔ چشمم ز خاک پای توجان من من عاشقم...

جانا ز فراق تو این محنت جان تا کی؟!...دل در غم عشق تو رسوای ...

دگرباره بشوریدم بدان سانم به جان توکه هر بندی که بربندی بدرا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط