سه شاتی وقتی معلمت بود و سر عوض کردن برگه امتحانیت توسط
سه شاتی: وقتی معلمت بود و سر عوض کردن برگه امتحانیت توسط یکی از بچه های کلاس بهت سیلی زده بود
p2. پارت دوم
لایلا با عشوه اوند سمت ،یز کوک و برگه های امتحانی رو از کوک گرفت و بین بچه های کلاس پخش کرد
ویو بعداز امتحان.....
ا.ت ویو........
امتحانم رو عالییییییی دادم ۱۰۰ میشم از ۱۰۰، ولی نمیدونم لایلا چرا داره با نگاه شیطنت آمیز بهم نگاه میکنه
بیخیال شدم و برگه امتحانم رو به کوک دادم، با تعظیم جهت تشکر و احترام وسایل ام رو جمع کردم و از کلاس خارج شدم
لایلا ویو.......
اوت دختره احمق ا.ت، امروز به حسابت میرسم
با عشوه و ناز رفتم سر میز جونگ کوک و از عمد دستمو زدم به برگه ها و برگه هارو ریختم، صورتم و نگران جلوه دادم و خم شدم تا برگه ها رو جمع کنم، اسم خودم و ا.ت رو عوض کردم و برگه ها رو دادم به جونگ کوک
جونگ کوک ویو........
بعداز دانشگاه وسایلم رو جمع کردم و رفتم خونه خودم و بعداز خوردن قهوه شروع کردم به تصحیح کردن برگه های امتحانی که از بچه ها گرفته بودم
بعداز تصحیح در کمال نا باوری دیدم ا.ت از ۱۰۰ گرفته ۲۵، خیلی عصبانی شدم و از اون ور هم دیدم اون دختره لایلا شده ۱۰۰ از ۱۰۰، که یهو در اتاقم باز شد و ا.ت با چهره خوشحال اومد تو بهم سلام داد
جونگ کوک: سلام (سرد)
ا.ت:چی شده خرگوشم؟
کوک: این چه نمره ایه توی امتحانت گرفتی هاااا؟(عربده)
ا.ت:مگه...مگه...چند...ش...شدم؟(با اشک و ناراحتی)
کوک:بیست و پنججججج(با عصبانیت و عربده) اون لایلا گیج شده ۱۰۰!(عربده در حد بیرون زدن رگ گردنش)
ا.ت:نه..نه..نه نه نه، امکان نداره(با اشک و گریه)منکه امتحانم رو عالی داده بودمم
ا.ت ویو....
که یهو با احساس سوزش بدی کنار صورتم سرم رو برگردوندم و دیدم بله، عشقم، خرگوشم، دلیل زندگی ام بهم سیلی زده
با اشک دستم رو گذاشتم روی صورتم و از خونه اش زدم بیرون با اشک که یهو یاد اون لبخند شیطانی لایلا افتادم
همایت نشه؟
p2. پارت دوم
لایلا با عشوه اوند سمت ،یز کوک و برگه های امتحانی رو از کوک گرفت و بین بچه های کلاس پخش کرد
ویو بعداز امتحان.....
ا.ت ویو........
امتحانم رو عالییییییی دادم ۱۰۰ میشم از ۱۰۰، ولی نمیدونم لایلا چرا داره با نگاه شیطنت آمیز بهم نگاه میکنه
بیخیال شدم و برگه امتحانم رو به کوک دادم، با تعظیم جهت تشکر و احترام وسایل ام رو جمع کردم و از کلاس خارج شدم
لایلا ویو.......
اوت دختره احمق ا.ت، امروز به حسابت میرسم
با عشوه و ناز رفتم سر میز جونگ کوک و از عمد دستمو زدم به برگه ها و برگه هارو ریختم، صورتم و نگران جلوه دادم و خم شدم تا برگه ها رو جمع کنم، اسم خودم و ا.ت رو عوض کردم و برگه ها رو دادم به جونگ کوک
جونگ کوک ویو........
بعداز دانشگاه وسایلم رو جمع کردم و رفتم خونه خودم و بعداز خوردن قهوه شروع کردم به تصحیح کردن برگه های امتحانی که از بچه ها گرفته بودم
بعداز تصحیح در کمال نا باوری دیدم ا.ت از ۱۰۰ گرفته ۲۵، خیلی عصبانی شدم و از اون ور هم دیدم اون دختره لایلا شده ۱۰۰ از ۱۰۰، که یهو در اتاقم باز شد و ا.ت با چهره خوشحال اومد تو بهم سلام داد
جونگ کوک: سلام (سرد)
ا.ت:چی شده خرگوشم؟
کوک: این چه نمره ایه توی امتحانت گرفتی هاااا؟(عربده)
ا.ت:مگه...مگه...چند...ش...شدم؟(با اشک و ناراحتی)
کوک:بیست و پنججججج(با عصبانیت و عربده) اون لایلا گیج شده ۱۰۰!(عربده در حد بیرون زدن رگ گردنش)
ا.ت:نه..نه..نه نه نه، امکان نداره(با اشک و گریه)منکه امتحانم رو عالی داده بودمم
ا.ت ویو....
که یهو با احساس سوزش بدی کنار صورتم سرم رو برگردوندم و دیدم بله، عشقم، خرگوشم، دلیل زندگی ام بهم سیلی زده
با اشک دستم رو گذاشتم روی صورتم و از خونه اش زدم بیرون با اشک که یهو یاد اون لبخند شیطانی لایلا افتادم
همایت نشه؟
- ۲.۹k
- ۳۰ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط