دلبرم رفت و نگاهم در پی اش بیمار شد
دلبرم رفت و نگاهم در پی اش بیمار شد
عشق خود از من گرفت و همدمم دیوار شد
عاشقش بودم ولی با رفتنش احساس من
در کنار پنجره با یاد او آوار شد
کاش گاهی بگذرد از کوچه ی دنیای من
عمر من پایان گرفت و حسرتم دیدار شد
این دل دلخسته و عاشق در این دریای فکر
عاقبت تنها شد و پیشانی اش تب دار شد
در تب عشقش مداوم سوختم اما دلم
با همه عاشق کشی ها باز هم بی یار شد
عشق خود از من گرفت و همدمم دیوار شد
عاشقش بودم ولی با رفتنش احساس من
در کنار پنجره با یاد او آوار شد
کاش گاهی بگذرد از کوچه ی دنیای من
عمر من پایان گرفت و حسرتم دیدار شد
این دل دلخسته و عاشق در این دریای فکر
عاقبت تنها شد و پیشانی اش تب دار شد
در تب عشقش مداوم سوختم اما دلم
با همه عاشق کشی ها باز هم بی یار شد
- ۳۷۲
- ۲۸ اسفند ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط