ما به همدیگه دچاریم دچاریم دچار

ما به همدیگه دچاریم دچاریم دچار
دوتا بازنده می مونه ازمون آخر کار

دو تا بازنده که با هم شدنو جون کندن
دوتا دلبسته ، دو عاشق ، دوتا بی صبر قرار

رهسپار شب دردیم ،تووی این راه دراز
جرممون عاشقی بوده ، سهممون مرگ بهار

تووی بیراه ی این همنفسی های عزیز
تا کجا پیاده باشیم ، تا کجای انتظار

غرق جمعه های غربتزده ی فاصله ها
پی راه چاره هستیم ، فکر تکرار فرار

ما نمی رسیم به آخر ،ما نمی رسیم به هم
ما نمیرسیم به جایی ، غیر دیوار و حصار

ما به همدیگه دچاریم دچاریم دچار... .
دیدگاه ها (۱)

.دعا می کنم هرگاه دلت لرزیداز شوق عشق باشدنه دردِ یک عمر پر ...

من عقربه ی ساعتم و خسته ی دردمپس کی به تو من میرسم ای ثانیه ...

سَرد ڪہ بشَم، دیگہ واسم مہم نیس ڪجایے چیڪار مے...

به کسی کینه نگیریددل بی کینه قشنگ است ،به همه مهر بورزیدبه خ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط