من زن ِ سادهای هستم...
من زن ِ سادهای هستم...
خودم از سادگیام باخبرم
اما نمیتوانم زن ِ دیگری باشم!
نمیتوانم بدجنس باشم.
میدانم ڪسی عاشق ِ زنی
که پیچیدہ نیست نمیشود...
میدانم که ابهام هالهی جذابی
دور زن میڪشد
اما من نمیتوانم بدجنس
یا پیچیدہ باشم...
من زنی هستم
که همهی خوشبختیاش آن است
که در هوای بارانی
در کافهای آرام
شکلات داغ بنوشد
و دیوان شعر بخواند...
و بنوازد در تارش...
بنوازد...
خودم از سادگیام باخبرم
اما نمیتوانم زن ِ دیگری باشم!
نمیتوانم بدجنس باشم.
میدانم ڪسی عاشق ِ زنی
که پیچیدہ نیست نمیشود...
میدانم که ابهام هالهی جذابی
دور زن میڪشد
اما من نمیتوانم بدجنس
یا پیچیدہ باشم...
من زنی هستم
که همهی خوشبختیاش آن است
که در هوای بارانی
در کافهای آرام
شکلات داغ بنوشد
و دیوان شعر بخواند...
و بنوازد در تارش...
بنوازد...
- ۴۶۹
- ۲۳ دی ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط