🖤 پارت ۴۰ | «انتخاب دوم»

🖤 پارت ۴۰ | «انتخاب دوم»

لانا به اطراف نگاه کرد.

— «بابا! خودتو نشون بده!»

صدای پدرش در اتاق پیچید:

— «هنوز عجله داری.»

لانا:

— «سه ساله دارم دنبالت می‌گردم!»

— «و حالا من تصمیم می‌گیرم چقدر از حقیقت رو بدونی.»

یک مانیتور روشن شد.

روی صفحه دو تصویر ظاهر شد.

تصویر اول: پرونده خواهر لانا

تصویر دوم: پرونده کوک

صدای پدرش:

— «یکی رو انتخاب کن.»

تهیونگ:

— «لانا، بازیه. انتخاب نکن.»

کوک به صفحه نگاه کرد.

— «اگر پرونده من رو انتخاب کنی، شاید اطلاعات خواهرت رو از دست بدی.»

لانا:

— «و اگر پرونده خواهرم رو انتخاب کنم؟»

صدای پدرش:

— «کوک تاوانش رو می‌ده.»

لانا با عصبانیت گفت:

— «تو حق نداری ازش استفاده کنی!»

پدرش خندید.

— «اما تو دقیقاً به همین دلیل انتخاب شدی.»

لانا به دو صفحه خیره شد.

بعد آرام جلو رفت.

اما به جای لمس یکی از دو گزینه...

هر دو مانیتور را با دست خاموش کرد.

کوک با تعجب نگاهش کرد.

— «لانا؟»

لانا آرام گفت:

— «من دیگه طبق قوانین تو بازی نمی‌کنم.»

تهیونگ لبخند زد.

اما ناگهان صدای پدرشان آمد:

— «اشتباه بزرگی کردی.»

درهای خانه همزمان قفل شدند.

و روی صفحه سوم، یک تصویر ظاهر شد.

تصویر زنده‌ی خواهر لانا.

لانا نفسش بند آمد.

— «اون... زنده‌ست؟!»

ادامه دارد... 🖤
دیدگاه ها (۰)

🖤 پارت ۴۱ | «قدرت واقعی»تصویر خواهر لانا هنوز روی مانیتور بو...

🖤 پارت ۴۲ | «حریف»در انتهای سالن باز شد.پدر لانا وارد شد.این...

🖤 پارت ۳۹ | «آخرین دیدار»چند ساعت بعد...لانا، کوک و تهیونگ ب...

🖤 پارت ۳۸ | «صدای پشت در»لانا فوراً برگشت سمت در.— «کی اونجا...

🖤 پارت ۲۸ | «یک قدم تا حقیقت»لانا کاغذ را محکم در دستش گرفت....

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط