رماناستاد جذاب من
رمان:استاد جذاب من
پارت:سوم
(سعی کرد سوال رو حل کنه،اما چون گوش نداده بود بلد نبود..جونگکوک یواشکی به ا/ت رسوند..ا/ت شوکه شد اما جواب رو نوشت)
ا/ت:استاد تموم شد
جونگکوک:افرین..برو بشین
ا/ت:(میره میشینه)
(زنگ کلاس میخوره،بچه ها به سمت حیاط میرن،ا/ت با موبایلش ور میره و از کلاس بیرون نمیره،خیلی یهویی یک شماره ناشناس بهش پیام میده)
ویو تهیونگ
وقتی کلاس تموم شد همه که بیرون اومدن به کلاس رفتم،فقط ا/ت بود..هیچ کس دیگه ای نبود..دیدم ا/ت توی گوشیشه..سریع گوشی رو گرفتم
ا/ت:هوشهههه..چیکار میکنی؟
تهیونگ:این کیه؟
ا/ت:چمیدونم..منم نمیشناسم
تهیونگ:پس چطوری اسم کاملت رو میدونه؟
ا/ت:نمیدونم گوشیم رو پس بده
تهیونگ:ندم چیکار میکنی
ا/ت:(به تهیونگ خواست مشت بزنه که تهیونگ هولش داد)
تهیونگ:بهت گفتم این کیه؟
ا/ت:نمیدونم..ولم کن
تهیونگ:بالاخره میفهمم
ادامه دارد...
پارت:سوم
(سعی کرد سوال رو حل کنه،اما چون گوش نداده بود بلد نبود..جونگکوک یواشکی به ا/ت رسوند..ا/ت شوکه شد اما جواب رو نوشت)
ا/ت:استاد تموم شد
جونگکوک:افرین..برو بشین
ا/ت:(میره میشینه)
(زنگ کلاس میخوره،بچه ها به سمت حیاط میرن،ا/ت با موبایلش ور میره و از کلاس بیرون نمیره،خیلی یهویی یک شماره ناشناس بهش پیام میده)
ویو تهیونگ
وقتی کلاس تموم شد همه که بیرون اومدن به کلاس رفتم،فقط ا/ت بود..هیچ کس دیگه ای نبود..دیدم ا/ت توی گوشیشه..سریع گوشی رو گرفتم
ا/ت:هوشهههه..چیکار میکنی؟
تهیونگ:این کیه؟
ا/ت:چمیدونم..منم نمیشناسم
تهیونگ:پس چطوری اسم کاملت رو میدونه؟
ا/ت:نمیدونم گوشیم رو پس بده
تهیونگ:ندم چیکار میکنی
ا/ت:(به تهیونگ خواست مشت بزنه که تهیونگ هولش داد)
تهیونگ:بهت گفتم این کیه؟
ا/ت:نمیدونم..ولم کن
تهیونگ:بالاخره میفهمم
ادامه دارد...
- ۶.۷k
- ۰۷ تیر ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط