شانه همان شانه است ..

شانه همان شانه است ..
.

گیسو همان گیسو
و آیینه همان آیینه
اما نمی دانم
چرا آن هنگام که مردی
با دست های زمخت اش
گیسوی پریشان زنی را با ظرافت شانه میکند
در آیینه شعری مجسم میشود..
.
👤 علی_سلطانی
.
.
دیدگاه ها (۱۰)

✦ اولین گناه ✦فصل سی‌ویکم: دیوار---بعد از آن بوسه.در باغ. در...

حکیم بزرگ ژاپنی روی شنها نشسته و در حال مراقبه بود مردی به ا...

𓋜 𝐼𝑑𝑒𝑎زمانی که پیمان‌نامه‌های قدیمی با خونِ اسلاف نوشته شدند...

من باید تا ظهر شوهر پیدا کنم!!!!!!✅نتیجه زن، زندگی آزادی، چی...

مرد بی رحم

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷⑥_بخش اول_ حضورش برایم هیچ اهمیت...

عشق گمشده در تاریکی جنگلپارت چهاردهم(از زبان راوی)سه ماه گذش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط