پیشانی ات را

پیشانی ات را
به پیشانی ام بچسبان
و درچشم هایم خیره شو
خسته ام از سکوت
این بار می خواهم
دوست داشتن را
روی لـب هایت فریاد بکشم...
دیدگاه ها (۵۱)

وقتی آغوشتاز من آغاز می‌شود،هر روز صبح راو بهار را و عشق راه...

عشقممیخوام بگم عاشقتممیخوام بگم دیونتمزندگی رو‌بدون‌تو نمیخو...

پرواز را دوست دارموقتےاز ارتفاعات لبانتبه عمق آغوشت سقوط میک...

وقتی زندگیمسیرش را به سمت دشوار عوض می کندشما به سمت قوی تر ...

آدمها'می آیند.. گاهی در زندگی ات میمانند... گاهی در خاطره ات...

ننه جانممم🩵می‌شود آیا رخ آفتابی ات را آنقدر نزدیک بیاوری که ...

چای‌ات را بنوششعر بگورو به روی پنجره بایستو به بارانی که می ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط