((( گنجِ حق )))

((( گنجِ حق )))

نه هر ویرانه گنجی خفته دارد .

نه دریا , درّ و گوهر سُفته دارد .


ولی در کُنجِ هر ویرانه , بنگر .

که آنجا مستمندی خفته دارد .


دلا : هر مستمندی گنجِ حقّ است .

اگر چه ظاهری آشفته دارد .


* عظیم از بی وفایی هایِ دوران .

* هزاران قصّه یِ نا گفته دارد .

==================
شاعر= عبدالعظیم عربی از خوزستان.
دیدگاه ها (۳۴)

تقدیم به شمال و شمالیهای نام آور ایرانعزیز:دوتصویربالا: زنده...

عزیزان : متأسفانه امروز دوست و برادرعزیزم کربلایی عبدالرحمن ...

((( میآید )))* ای شبِ تیره , سحر می آید .* نیّرِِ شم...

فرزند عزیز و دلاور ایران : زنده یاد ,رئیسعلی دلواری ازخط...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط