حرمت ها که شکسته شد

حرمت ها که شکسته شد
مسیح هم که باشی نمیتوانی دل شکسته را احیا کنی
آنچه در دستت بود امانتی پنهان بود که حراج شد آنچه نباید بگویی گفته شد
فاجعه را یک عذر خواهی درست نمیکند
حرف حرف ویران کردن دل است نه دیواری که خراب کنی و از نو بسازی
دلی که ویران کردی قصری بود که خود ساکن آن بودی
راستی حالا که خود را بیخانه کردی با آوارگیت چه میکنی؟
شاید به خرابه های جا مانده از دیگران پناه میبری
دیدگاه ها (۲)

حرمت‌ها که شکسته شدمسیح هم که باشی نمیتوانی دل شکسته را احیا...

حرمتها که شکسته شدمسیح هم که باشی نمیتوانی دل شکسته را احیا ...

حرمت ها که شکسته شد ،مسیح هم که باشی نمیتوانی دل شکسته را اح...

حرمتها ک شکسته شدمسیح هم ک باشی؛نمیتوانی دل شکسته را احیا کن...

حرمتها که شکسته شدمسیح هم که باشی نمیتوانی دل شکسته را احیا ...

حرمتها که شکسته شدمسیح هم که باشی،نمیتوانی دل شکسته را احیا ...

#حرف_حقحرمتها که شکسته شدمسیح هم که باشی نمیتوانی دل شکسته ر...

حرمتها که شکسته شدمسیح هم که باشی، نمیتوانی دل شکسته را احیا...

حرمتها که شکسته شدمسیح هم که باشی، نمیتوانی دل شکسته را احیا...

😎 :حرمتها که شکسته شد مسیح هم که باشی نمیتوانی دل شکسته را ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط