فیک ازدواج اجباری پارت

فیک ازدواج اجباری پارت ۲۳
نامجون:خوب زنمه اختیارشو دارم
ات:بسه دعوا نکنید من پام درد میکنه[بغض]
نامجون:چرا کوچولو
ات:راستش از صبح تا الان درد میکنه چیزی براتون نگفتم
نامجون:چرا نگفتی [عصبی]
شوگا:بریم پیش عمو دکی ببینم چیشده باشه پیشی
ات:بریم
نامجون:منو جیهوپ میریم شمام برین هتل تا بیایم
رفتن بیمارستان
نامجون:خوب آقای دکتر حالش چطوره
دکی:حالش خوبه فقط زربه به پاش خورده یا باهاش راه رفته؟
نامجون:ات؟
ات:خوب دیشب باید میرفتم سرویس تو خواب بودی مجبور شدم
نامجون:مگه من نگفتم هر کاری داشتی صدام کنی
ات:ببخشید
نامجون:اشکال نداره سری بعدی برام بگو باشه
ات:خیلی ممنون عمو دکی ما دیگه میریم
دکی:باشه مواظب خودت باش
نامجون ات رو بغل میکنه
نامجون:بریم هوپی
هوبی:چی گفت
نامجون:ات روی پاش راه رفته برای همین درد میکنه
رفتن خونه
جین:ات خوابه.
نامجون:به خاطر ارامبخشه
نامجون ات رو برد گذاشت روی تخت لباساشو عوض کرد و کنارش خوابید
صبح ویو ات
از خواب بیدار شدم نامجون کنارم خواب بود
وای خدا چقدر کیوت خوابیده محکم بغلش کردم
ویو نامجون
چشمامو باز کردم ات خواب بود میخواستم بغلش کنم که دیدم داره بیدار میشه فورن خودمو زدم به خواب بعد از چند دقیقه منو محکم بغلم کرد خیلی خوشحال شدم خودمم محکم بغلش کردم
ات:نامی بیداری
نامجون:......
ات:عشقم
نامجون:.......
ات:ددی[اروم]
نامجون:جان ددی
ات:میدونستم بیداری کمکم کن برم سرویس بعد لباس بپوشم توی گروه لیسان گفته چیکار کنیم
دیدگاه ها (۱)

فیک مدرسه جئون پارت ۲۱[پایانی ]کوک:مرسی زندگیم نه ماه بعد بی...

فیک ازدواج اجباری پارت ۲۴نامجون:ات کوچولو شیطون شدیمیاد روی ...

فیک مدرسه جئون پارت۲۰یک سال بعد ویو ات یک سل از ازدواج منو ک...

فیک مدرسه جئون پارت ۱۹ات:واقعا دارین برای همیشه میاین کره جی...

فیک ازدواج اجباری پارت ۲۰ات:چی تموم شدنامجون:هیچی بیا بریم ل...

فیک ازدواج اجباری پارت ۲۲ لیسان :ات کادو چی براش بخرمات:چیزی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط