بر لب پنجره ای نشسته بودم
بر لب پنجره ای نشسته بودم
به خود از آمدن تو گفته بودم
ولی از آمدنت، هیچ خبر نیست!
من عاشق به رهت سوخته بودم...
به خود از آمدن تو گفته بودم
ولی از آمدنت، هیچ خبر نیست!
من عاشق به رهت سوخته بودم...
- ۱.۱k
- ۲۳ مرداد ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط