چندپارتی

#چندپارتی
#هان
#استری_کیدز
{Mafia in my home}
part⁷
.
.
.
.
.
ویو ا.ت
روبه روی کافه ای که کار میکنم از تاکسی پیاده شدیم. پول تاکسی رو حساب کردم و روبه روی اون پسره ایستادم.
+هی!تو الان کجا میری؟
پسر درحالی که به کافه نگاه میکنه میگه
_میتونی گوشیت رو بدی؟
+گوشیم رو برای چی؟
پسر به سمتم میچرخه
_باید به یکی زنگ بزنم.
+باشه
گوشیم رو از توی کیفم درمیارم و بهش میدم. پسر چندبار زنگ میزنه ولی جز بوق هیچ صدایی نمیاد. منصرف میشه و گوشی رو میده بهم.
_من باید جایی برم. ممنون بابت کمکت
حتی بدون اینکه منتظر جوابم باشه راهشو میگره و میره.
در کافه رو باز میکنم و به آقای مین سلام میکنم
+سلام
&چرا انقدر دیر اومدی؟
+ببخشید یک مشکلی برام پیش اومد
&مشکلاتت رو حل کن که دیر نیایی سر کار
+ببخشید.
&برو سر کارت
رفتم داخل آشپزخونه و به همه سلام کردم و شروع کردم به کار کردن.

ویو هان
باید پدر رو ببینم. اون الان درخطره.
_ببخشید خانم... من پسر آقای هان هستم. امکان داره اون رو ببینم؟
¿معذرت میخوام قربان، آقای هان امروز نیومدن.
پدرم هیچ دلیلی نداره برای اینکه نیاد سرکار.
حتما باند بلک کیلر الان توی خونه‌اش هستن.
نباید برم اونجا باید فوری برم پیش یه نا.
به سمت خونه خودم و یه نا دویدم. حتی یک ثانیه هم مکث نکردم.
زنگ در خونه رو زدم و یه نا در رو باز کرد.
همین که یه نا در رو باز کرد پرید توی بغلم.
×کجا بودی؟...هق...هق...میدونی چقدر نگران شدم....هق..
_معذرت میخوام...
×اشکال نداره...بیا داخل.
_نه!وسایلت موردنیاز رو جمع کن و بیا ازاینجا بریم.
×چی؟چرا؟
_زود باش وقت نداریم.
×باشه.
_راستی
×چیه؟
_کارتخوانم و سوئیچ یکی از ماشین هام رو هم بیار.
×باشه.
(پرش زمانی به داخل ماشین)
×خب...الان کجا میریم؟
_پبش یکی از دوستام.
روبه روی کافه ای که ا.ت توش کار میکنه پارک کردم.

ادامه دارد...
کمه ولی پارت بعد جبران میکنم الان مغزم هنگه🗿💔
دیدگاه ها (۹)

#چندپارتی #هان#استری_کیدز {Mafia in my home}part⁶.....ویو ها...

#چندپارتی #هان#استری_کیدز {Mafia in my home}part⁵.....(یک هف...

#چندپارتی #هان#استری_کیدز {Mafia in my home}part¹.....ویو ا....

#چندپارتی #هان#استری_کیدز {Mafia in my home}part².....ویو ا....

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط