قهوه‌ی هیچ کافه‌ای ،

قهوه‌ی هیچ کافه‌ای ،
تلخ‌تَر از ،

جای خالیِ وجودت ،
روبرویِ نگاهم نیست

تلخ شدم از نبودنی که ،

هیچ اُمیدی ،
به آمدنَش نیست

#مرجان_شریفی

#شعر_معاصر #شعر
دیدگاه ها (۶)

ای کرده غمت با دل من روی به رویزلف تو کند حال دلم موی به موی...

در منکسی بازیاد تو افتاد امشب!#حسین_منزوی#شعر #شعر_معاصر

آن‌که می‌گوید دوستت دارمدل اندوه گین شبی ستکه مهتابش را می ج...

درد بی درمان شنیدی؟حال من یعنی همین!بی تو بودن، درد دارد! می...

در من کافه ای وجود دارد که هر روز در آن با تو قرار دارم!روی ...

در این داستان از کلماتی که ستید خانواده ی شما دوست ندارند با...

#Blond پارت ۴ویوی tea :اون پسره ی جذاب بهم چشمک زدخب باید بگ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط