+متنفرم از این آدم هایی که یکهو به سرشون میزنه برن
+متنفرم از این آدم هایی که یکهو به سرشون میزنه برن
همینایی که همه چیز خوبه اما یه بهونه واسه خراب کردنش میارن!
چقد حرفاش درد داشت، داد میزد
سیگارو برداشتم روشنش کردم دلم نیومد بکشم گذاشتم لای انگشتام بسوزه
زل زدم به دودش
صداش بلند تر شد: دِ همینه لعنتی
همین که این سیگار بیچاره رو روشنش می کنی
بهش امید میدی واسه کام گرفتن
اما فقط سوختنش رو نگاه می کنی
امید میدی به آدما واسه دوست داشتنشون تو دستت می رقصونیشون
آخرم میشینی نگاه می کنی که تا آخر بسوزن
از همونایی هستی که همیشه میرن
همونایی که یه عده بدبخت منتظر برگشتشون هستن اما انگار نه انگار
آدما سیگار نیستن که روشنشون کنی
که کام نگیری...!
سیگار رو له کردم روی میز، بلند شدم رو به روش وایستادم
رگ گردنش زده بود بیرون نفساش تند و سخت شده بودن:
منم یه روز سیگار بودم
کام دادم
آخرم له شدم...!!
همینایی که همه چیز خوبه اما یه بهونه واسه خراب کردنش میارن!
چقد حرفاش درد داشت، داد میزد
سیگارو برداشتم روشنش کردم دلم نیومد بکشم گذاشتم لای انگشتام بسوزه
زل زدم به دودش
صداش بلند تر شد: دِ همینه لعنتی
همین که این سیگار بیچاره رو روشنش می کنی
بهش امید میدی واسه کام گرفتن
اما فقط سوختنش رو نگاه می کنی
امید میدی به آدما واسه دوست داشتنشون تو دستت می رقصونیشون
آخرم میشینی نگاه می کنی که تا آخر بسوزن
از همونایی هستی که همیشه میرن
همونایی که یه عده بدبخت منتظر برگشتشون هستن اما انگار نه انگار
آدما سیگار نیستن که روشنشون کنی
که کام نگیری...!
سیگار رو له کردم روی میز، بلند شدم رو به روش وایستادم
رگ گردنش زده بود بیرون نفساش تند و سخت شده بودن:
منم یه روز سیگار بودم
کام دادم
آخرم له شدم...!!
- ۲.۱k
- ۰۵ دی ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط