پارت سه

پارت سه


time ⏳⏳⏳


رفتم اتاقم ساعت چهار بود و ساعت هفت میومدن یه فیلم دیدم و یک چرا بیست مینی زدم ساعت شیش بیدار شدم ساعت هفت میومدن واییی چرا استرس دارم
برو گمشو آروم باش
حقیقتا من تیکه کلام های خودم رو هم دارم که آشنا میشیم
باهاشون خب کجا بودم آهان فهمیدم رفتم
حموم شیش و نیم امدم بیرون رفتم سمت کمدم یه لباس پیدا کردم و پوشیدم
(میزارم)

و رفتم سمت میز آرایش
ملایمی کردم ولی دلربا
من یه دوست پسر دارم به نام لینو (آستری کیدز نه )
رفتم پایین یه مسکن سردرد خوردم و رفتم سراغ گوشی زنگ زدم لینو جواب داد
کلی باهم خندیدیم و جعر خوردیم رفتم آرایشم رو تمدید کردم و خداحافظی کردم و
یکی در زد
اجوما بود
&دخترم بیا پایین
_اممممم آمدم
&دخترم پدرت گفت امشب مهمان های ویژه ای
دارن با مادرت
_نامادری اجوما اسمشو جلوی من نبر(داد)
&باشه دخترم ولی خوب باش باهاش
_اجوما ببخشید دست خودم نبود از اون زن متنفرم
&درکت میکنم
_مرسی حداقل یکی رو دارم تو
عمارت که خوبه
&بیا بریم
_امدم راست یچطپر شدم
& وایییی دقت نکردم شبیه فرشته ها شدی

_مرسی
&بعداً بیا کارت دارم
_باشع بریم
&اههه بریم البته بریم

تا رفتیم پایین ....



لباس ا.ت،۲
موهاش،۳
کفشش،۴
دیدگاه ها (۰)

نظراتتون رو بگید؟منتظرم خوشگلا

پارت چهار Time ⏳⏳⏳هوپی ویورفتم پایین پدرم و مادرم روی مبل نش...

پارت دو time ⏳⏳سلام من هوپی هستم خب منو میشناسید دیگه از گرو...

فلش بک $جین ¢هوم $میشه پیشت بخوابم ¢نگو که $ازع دوباره بی خو...

پارت۹~Goddess ~رمان

شب تولدم پارت 26ویو ات: مهمون ها به اتاق رفتن به همه لباس دا...

𝑝𝑎𝑟𝑡9اسم فیک:𝑗𝑖𝑚𝑖𝑛 𝑎𝑛𝑑 𝑢𝑜𝑠ℎ𝑎ویو یوشا:صبح بلند شدم دیدم داخل ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط