به چــــــــــــــه بــــــــــــــهانه ای

به چــــــــــــــه بــــــــــــــهانه ای
می خواهــــــــــــــی،
من را فرامــــــــــــــوش کنی؟
آن هم،درســــــــــــــت زمانــــــــــــــی که
مــــــــــــــن . . .
با هر بهانــــــــــــــه ای
تــــــــــــــو را به یــــــــــــــاد می آورم!!
دیدگاه ها (۱)

عشق اول هیــــــچ وقت فرامـــــــوش نمیشه …چون اولین حســـــ...

من از تو تمام تو را میخواهم اشکهایت ، لبخندهایت غمه...

هرکسی عاشق شود کارش به عصیان می کشد...!عشق آدمهای ترسو را به...

گاهی "بی هوا" دلم "هوایــــــــــش" را میکند...."هوای" او......

به هر چه عشق بورزى به آن قدرت می‌دهی ... از هر چه بترسی به آ...

روزگار...همبازی کودکان نشوچشم می گذاریلبخندی قایم می شود…گاه...

.... و من برای زندگی تو را بهانه می کنم ۰

تا تو نگاه می‌کنی کار من آه کردن استای به فدای چشم تو این چه...

رهایی و آرامش زمانی آغاز می‌شودکه دیگر نمی‌خواهی جهان را مطا...

شهید جواد پرویزی محل شهادت : شیراز چرا صورت پر نورت را برایم...

ترجمه

کسی سوال می‌کند به خاطر چه زنده‌ای؟و من برایِ زندگی تو را به...

«آزادی، آن نیست که هر چه می‌خواهی انجام دهی؛ آزادی آن است که...

زمان می گذره و تو همه چیو فراموش می کنی:)))

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط