شب شد،

شب شد،
ماه را بوسیده‌ام
خیال پریشانم را شانه زده‌ام
گلدان‌های شمعدانی را
به نوازشی آرام خوابانده‌ام
منتظرت می‌مانم
تا چون هر شب
با صدایِ
شب‌ات بخیر ماه من
رویای تو را به آغوش بگیرم...


#فریدون_مشیری🍃
🌙
دیدگاه ها (۱)

صبحکه خانه را ترک می‌کنم، جوانمو شب،پیر به خانه باز می‌گردمب...

رفیق اگر راستی راستی میخواهی چیزی بفهمی بیش از همه چیز باید ...

رو دل وامونده یه حسی جا موندهپنهونکی عاشقی کنی ... 🍃‌‌

کارِت که لنگه میگی خدا قشنگهکارِت تموم شه میگی دلش چه سنگه 🍃...

مست چشمانت شدم ، میخانه ها را بی خیالتا دلم خالیست ، مهمان خ...

تا به حال طمع بیخیالی رو چیشیده ای؟ملس و دلچسب!چقدر مینشیند ...

مردی در ساحل...[پارت آخر]چند ماه بعد...خانه دیگر شبیه روزهای...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط