یادش بخیر بچگیای ما ؛

یادش بخیر بچگیای ما ؛
میرفتیم یه بغل نون میگرفتیم تا میرسیدم به کوچه مون بچه محلا عین قوم تاتار حمله میکردن ونصف نونا رو میخوردن تو گویی از سومالی گذر کردی، یادش بخیر تو کوچه ها بو کوکو سبزی میپیچید،زمستوناش مرد بودن برف داشتن، گرد وخاک نداشتیم، اختلاس نداشتیم، اختلاف نداشتیم
واقعا دوست داشتم جای اون کوچولوی تو عکس بودم!!!!!!!
دیدگاه ها (۴)

واکاوی اشعار ساسی مانکن در بعد تفکرات فلسفی واجتماعی ؛میفرما...

اقا ما تا لبو گرفتیم!!!!!! ..............یکی از دوستام از او...

دقت کردین سه تار چهار تا سیم داره سه تفنگ دار چهار نفر بودن ...

سلامتی پسرموتور سواری که کلاه کاسکتشو رو داد دوست دخترش سرش ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط