دلم تنگ است در سینه ای دوست
دلم تنگ است در سینه ای دوست
چنانکه بر نمیتابد قفس را
دلم تنگ است و اشکم
در نمیاید که نامردان نخندند
چه زندانی چه زندانی
نمیدانم تنفس زهر زهر است
دلم در پنجه دیو است
میفشارد ناجوانمردانه اورا
حیات ما حیاطش نیست
بیغوله ای تنگ است
وکفپوشش چه خونین است
وتاریک است وتاریک
توای بهرم چرا نیستی
توای عشقم چراغت
سرد وبی رنگ است
موبایلت هم که خاموش است
بهارین یاورم برگرد
نگارین دلبرم برگرد
جمالت عاشقم کردست
نگاهت را چه میخواهم
تویاسی دلبری عشقی
بدون تو همه هیچ است
شلوغی هم سکوت است
تو باشی خلوتم غوغاست
دلم تنگ است وجانم بر لب است ای وای
عاشقان گویند سپندار مذگان است ای وای
بدون تو چه اسپندی چه مذگانی چه حرفی
بی تو هر لحظه چون اسفند بر اتشم ای وای
(سپندار مذگان مبـــــــــــــــــــــــــــــــــارک)
چنانکه بر نمیتابد قفس را
دلم تنگ است و اشکم
در نمیاید که نامردان نخندند
چه زندانی چه زندانی
نمیدانم تنفس زهر زهر است
دلم در پنجه دیو است
میفشارد ناجوانمردانه اورا
حیات ما حیاطش نیست
بیغوله ای تنگ است
وکفپوشش چه خونین است
وتاریک است وتاریک
توای بهرم چرا نیستی
توای عشقم چراغت
سرد وبی رنگ است
موبایلت هم که خاموش است
بهارین یاورم برگرد
نگارین دلبرم برگرد
جمالت عاشقم کردست
نگاهت را چه میخواهم
تویاسی دلبری عشقی
بدون تو همه هیچ است
شلوغی هم سکوت است
تو باشی خلوتم غوغاست
دلم تنگ است وجانم بر لب است ای وای
عاشقان گویند سپندار مذگان است ای وای
بدون تو چه اسپندی چه مذگانی چه حرفی
بی تو هر لحظه چون اسفند بر اتشم ای وای
(سپندار مذگان مبـــــــــــــــــــــــــــــــــارک)
- ۱۶۸
- ۳۰ بهمن ۱۳۹۲
دیدگاه ها (۷)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط