نشد به اشک خنده‌ها، زدم به عار گریه‌ها

نشد به اشک خنده‌ها، زدم به عار گریه‌ها

که من دهاتی غریب میان شهر گریه‌ام

ارس آرامی
دیدگاه ها (۰)

تو رفتی و ندانستی برایت من چه ها کردممیان گریه خندیدم که تو ...

احمقی نژاد . شاید رو کاشتن سبز نشد مردم اکثریت که نه عده ای ...

پارت 29

سناریو(درخواستی):وقتی از بیرون میان و میبینن زانوهات و بغل ک...

بسم الله الرحمن الرحیم اشک و اشک :هر گاه که نگاهت به جهان، ب...

دو سال پیش ،خواستم کابینتهای آشپزخانه مان را ، که مستعمل شده...

#لینو#استری_کیدزنوزاد کوچولو همینطور که خنده ای بزرگ بر لب د...

وقتی عموت بود

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط