حکایت رفاقت حکایت سنگهای کنار ساحله …

حکایت رفاقت حکایت سنگهای کنار ساحله …
اول یکی یکی جمعشون میکنی تو بغلت بعدشم یکی یکی پرتشون میکنی تو آب ؛
اما بعضی وقتا یه سنگهای قیمتی گیرت میاد که هیچ وقت نمیتونی پرتشون کنی وشما دوست گلم یکی از اون سنگهای قیمتی هستید....مرسی بابت مهربونیت ی دنیا سپاس.
دیدگاه ها (۱۲)

مگر می‌‌شود شب باشد و تو در خاطرم نباشی!؟میبینمت،بیش‌تر از ت...

دراین دنیا دو چیزبهترین هستند:زیستن از سر شوقو خندیدن از تـہ...

عشق فقط پرسپولیس❤

‍ حکایت رفاقت،😊حکایت سنگهای کنار ساحله اول یکی یکی جمعشون می...

پارت دو

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط