پاییز از چشمان من شروع شد

پاییز از چشمان من شروع شد
از برگ ریزان دلم
از نارنجی سکوتم
که مشت مشت دلتنگی به آسمان می پاشید
دیدگاه ها (۱)

صبح است و هوا و‌ نفس دلکش پاییزمن هستم و ‌یک سینه‌ي از مهر ت...

کسیکه رنگ پریدگی پاییز را درک کرده باشدبه نیرنگ گلهای رنگ رن...

پاییز…شعری ست کهدست های من و ” تو “قافیه یآخر آن می شودسخت و...

می بینی پاییز چقدر شبیه زنهاست؟حوصله اش که سر می رود, بند اص...

تنهایی ام را پنهان میکنم .....در نوشته هایم ، درد دلم را ......

دلم می خواد ..انقدر مشت بزنم به دیوار تا دیگه حسی نداشته باش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط