آنجا برم که شرابم نبرده است فریاد عشق باشد وشوق نگاه مست
آنجا برم که شرابم نبرده است. فریاد عشق باشد وشوق نگاه مست،ای جان من خبرت نیست در میان، آیا چوکبک دری رسته ای زدستان مست، با من نشین که باده بدستم شباهنگام،فکری مکن که صباحت چه حاصل است، درکوی عاشقان گذر کن همی، بنگر به حال من وکار چرخ مست، ساقی بریز باده و مستم کن ازشراب، آنجا ببر مرا که شرابم نبرده است.. 15/1/1393مسعود کریملو
اینم یکی از سروده های خودم تقدیم به دوستان عزیزم
اینم یکی از سروده های خودم تقدیم به دوستان عزیزم
- ۵۸۹
- ۰۹ مرداد ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط