سوختم

سوختم
باران بزن شاید تو خاموشم کنی
شاید سوزش این زخم ها را تو کم کنی

آه باران
من سراپای وجودم آتش است
پس بزن باران
بزن شاید تو خاموشم کنی
دیدگاه ها (۲)

دلےدارم ڪه تـاوانـش غـم تـوسـتخــریــدار نــگیــن خــاتــم ت...

جمعهیعنیدرنبودتخستهوزندانیم

جمعه ها را باید سکوت کرد شعر نوشتو باران را نوازش کرد... خطی...

ﭼﺮﺍ نمیکُشدﻣﺮﺍ،ﺧﺪﺍﯼﭼﺸﻤﻬﺎﯼ ﺗﻮﻣﯿﺎﻥ ﺁﺏ ﻭﺁﺗﺸﻢ ﺑﺮﺍﯼﭼﺸﻤﻬﺎﯼ ﺗﻮﻗﺴﻢ ﺑ...

نزدیک سه ساعته مگسه گیر کرده تو توی این محفظه لامپ اتاقم.دیگ...

بر سر آتش تو سوختم و دود نکردآب بر آتش تو ریختم و سود نکردآز...

تا تو نگاه می‌کنی کار من آه کردن استای به فدای چشم تو این چه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط