با بوسه ای  گرفتی  جان از تنم  دوباره

با بوسه ای  گرفتی  جان از تنم  دوباره
فریاد بی صدایم  چون گشته  راه چاره؟
شبهای بی تو بودن  شبهای  پُرخزانست
ایجان کجا روا شد هرشب به استخاره؟
سرمای پر نهیبی  دیشب  زده  به شما جانم
امّا   نمی هراسم    از   بارشِ     بهاره
گر  بر  سرم   بریزد  آوارِ   هر  دو عالم
جز  نام  تو  نگویم   گر  باشدم  اشاره
دیدگاه ها (۲)

وقتی کمم از اغیار رفتم خدا نگهداردنیا به سر شد آوار رفتم خدا...

شبها گوشه‌ای از یادت را مرور میکنم شب بخیرهایی را به ستاره‌ه...

رفته ام از کف و جُز  آتش  تن نیست  مراپُشتِ دروازه ی غم ، آف...

ماندم چه کنم بی تو واین چشم ترم رابس  خانه  روانم   که  بجوئ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط