اَز پاسُخِ مَن مُعَلِمان آشُفتَند

اَز پاسُخِ مَن مُعَلِمان آشُفتَند

اَزحَنجِره شان هَرچه دَرآمَد گفتَند

با این هَمه مَن هَنُوز هَم مُعتَقِدَم

اَز جاذِبه ی تُو سیب ها می اُفتَند
دیدگاه ها (۳)

این دَر ِ بَسته عَزیزِ دِلِ مَن بَسته به تُوست شَده باوَر ک...

مَن تُورو به دِلَم قُول دادَم... نَزار بَد قُول شَم بی اِنصا...

گرچه می دانَم نِمی آیی وَلی هَردَم زِشُوق سُویِ دَر می آیَم ...

شِناسنامه َام بَرگِ آخَر را دُوست دارَم که مَرا به تُو میرِس...

تو سن هشتاد سالگی هنوز هم دست از مطالعه برنداشتهاین مادر هشت...

تو سن هشتاد سالگی هنوز هم دست از مطالعه برنداشتهاین مادر هشت...

تو هم رفیق منی، هم راه نجات هم عشقمهمه‌ی دلخوشیام واسه تو غم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط