اَز پاسُخِ مَن مُعَلِمان آشُفتَند

اَز پاسُخِ مَن مُعَلِمان آشُفتَند

اَزحَنجِره شان هَرچه دَرآمَد گفتَند

با این هَمه مَن هَنُوز هَم مُعتَقِدَم

اَز جاذِبه ی تُو سیب ها می اُفتَند
دیدگاه ها (۳)

این دَر ِ بَسته عَزیزِ دِلِ مَن بَسته به تُوست شَده باوَر ک...

مَن تُورو به دِلَم قُول دادَم... نَزار بَد قُول شَم بی اِنصا...

گرچه می دانَم نِمی آیی وَلی هَردَم زِشُوق سُویِ دَر می آیَم ...

شِناسنامه َام بَرگِ آخَر را دُوست دارَم که مَرا به تُو میرِس...

من این شعر و جوابیه هاشو خیلی دوست دارم شما هم دوست داشتید ب...

همه از من گریزانند تو هم بگذر از این تنها

همه از قوی بودنم گفتند؛ولی او گفت: به من تکیه بده من بخاطر ت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط