«درک کردنِ انسان، تلاش برای نقش کردنِ اقیانوسی بر روی لای

«درک کردنِ انسان، تلاش برای نقش کردنِ اقیانوسی بر روی لایه‌ی نازکِ کاغذ است؛ تلاشی است عبث و در عین حال، قدسی.

انسان، نه تنها یک پیکره، که معماری پیچیده از تضادهاست؛ آمیزه‌ای از خاک و نور، از سکوتِ مطلق و فریادِ بی‌صدا. ما اغلب به اشتباه، درک کردن را در گروِ دانستنِ کلمات، شناختِ رفتارها یا خواندنِ خطوطِ چهره‌ها می‌بینیم؛ اما حقیقت، در لایه‌های زیرینِ این پدیده‌ها نهفته است.

درک کردنِ واقعی، یعنی عبور از مرزهای "من" و "تو"؛ یعنی سکوت کردن در برابرِ طوفان‌های درونیِ دیگری، بدون آنکه بخواهیم ساحلِ آرامشِ خود را به او تحمیل کنیم. درک کردن، یعنی دیدنِ آن شکافِ میانِ آنچه فرد "می‌گوید" و آنچه در تاریک‌خانه‌ی قلبش "تجربه می‌کند".

انسان، لایه‌ای از رازهاست که هرگز به پایان نمی‌رسد. بنابراین، هیچ‌کس را نمی‌توان به کمال درک کرد؛ ما تنها می‌توانیم در کنارِ هم، در برابرِ عظمتِ این راز، سر تعظیم فرود آوریم و با نگاهی مهربان، پذیرایِ نیمه‌تمام بودنِ یکدیگر باشیم. چرا که در نهایت، درک کردنِ یک انسان، نه یک دستاوردِ ذهنی، که یک معامله‌ی روحانی است؛ معامله‌ای که در آن، ما بخشی از آرامشِ خود را فدایِ درکِ دردهای دیگری می‌کنیم.»
.
.
تنها هدفم از این سخن این بود که... بگویم درک کردن، نه یک مهارتِ ذهنی، که یک وقفِ تمام‌عیارِ قلب است؛ پس بیایید همدیگر را درک کنیم.
.
.
نویسنده ای هستم که آرامشم را با نوشتن می سازم.
دیدگاه ها (۸)

#شیرینَکَم_تو_مال_منیپارت ۳۰ از زبان والریابعد از اینکه جونگ...

#شیرینَکَم_تو_مال_منی پارت ۲۸ویو فردا صبحاز زبان نویسنده وال...

متاسفانه بقیه اش جا نمیشد..p1

آقای "" بازرگان "" یه حرف قشنگی زدناونم اینکه بعد 50 سال بعض...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط