تو که باشی

تو که باشی
شعر فراموشم میشود
و میخواهم بی واژه دوستت داشته باشم
اما نبودنت
مرا شاعر میکند....
واژه ها می بارند....
و من نبودنت را از حنجره اشعارم فریاد میزنم...
همه بغضم را سر این کلمات معصوم خالی میکنم....
تو نباشی
دلم برای شعر میسوزد
که این همه غم را بی صدا به دوش میکشد...
دیدگاه ها (۱)

𝕯𝖗𝖊𝖆𝖒 𝖜𝖎𝖙𝖍 𝖒𝖊⁹مرگ عادلانه‌ترین چیز تو این دنیاست.هیچ‌کس تا ح...

خاکسترِ خاطره»شبی که ماه، بی‌حوصله، پشتِ ابرهایِ خاکستری پنه...

#داستان_واقعیدر خیابان شمس تبریزی شهر تبریز زیارتگاهی وجود د...

محو زیبایی او پارت ۳۷ویو رزا تهیونگ از اتاقم رفت بیرون خیلی ...

دلبر رئیس

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❸'به همین داغ بسوزی که مرا سوخته‌ای'#صائب_تبریزی✮...

تو که باشیشعر فراموشم میشودو میخواهم بی واژه دوستت داشته باش...

اجازه هست؟میخواهم دوستت داشته باشممیخواهم عاشقت باشممیخواهم ...

اجازه هست...؟میخواهم دوستت داشته باشم..میخواهم عاشقت باشم..م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط