پارت

پارت۲
زندگی جدید
کفش هام را درمیارم و وارد خانه میشم
تانجیرو چند تا از پلاستیک خرید ها را میگیره و میزاره روی پیشخوان آشپزخانه.
منم پلاستیک هایی که هنوز توی دستم هست را روی پیشخوان، کناره بقیه میزارم.
-حالا چه کتابایی گرفتی؟
نزوکو با مظلومیت بهم نگاه می کند.این نگاهش از زندگی قبلیم تا حالا عوض نشده.
یکی از کتاب ها را بیرون میارم و میگم:《دوباره فانتزی گرفتم.》
تانجیرو نگاهی به کتاب می‌کند و بهم میگه:《یکم درس بخون.》
دست به سینه میشم و میگم :《ولی من تا حالا هیچ امتحانی را نیفتادم.》
حقیقتا از کتابا و چیز هایی که توی اون دوتا زندگیم که قبلا داشتم استفاده کردم.
تانجیرو با ملایمت میگه:《باشه ولی مامان و بابا را ناامید نکن.》
بلند میگم:《نمیکنم.》
-باشه آروم باش.
+من کاملا آرومم.
نزوکو تنه بهم میزنه و میگه:《فکر نکنم.》
نفس عمیقی میکشم و میگم:《به جای این کار ها تلویزیون را روشن کن ببینیم چه خبر از دنیا.》
کتابی که توی دستم بود را روی پیشخوان آشپزخانه میزارم.کنترل را برمیدارم ، تلویزیون را روشن می‌کنم و میزنم شبکه خبر.دقیقا به موقع اخبار روشن کردم .مجری اخبار یک زن با مو های قهوه ای با چشمایی به همون رنگ داره .کاغذ هاش را مرتب میکنه و میگه:
(سلام و عصر بخیر. حملات شیاطین سی و هفت درصد افزایش یافته دولت تصمیم گرفته یک برای همیشه یک فکری برای این موضوع بکنه.فردا جلسه کنگره امنیت کشور هستش و قراره نخست وزیر و بقیه مقامات جلسه برگزار کنند...)
مجری داشت بقیه خبر ها را می گفت.در حالی که حواس نزوکو و تانجیرو پرت اخبار بود،خرید هایی که کردم را برمیدارم و سرجاشون توی آشپزخانه میزارم.کتاب هایی که خریدم را برمیدارم و وارد اتاقم میشوم.
اتاقم تقریبا مرتب هست.قفسه هایی پر از کتاب های رمان و درسی.یک تخت ساده و مرتب به همراه بالیشت سفید ، پتوی زرد و روتختی همرنگ پتوم هستش.
به سمت قفسه های کتاب هام میرم .دنبال فضای خالی میگردم تا کتاب های جدیدم را توش بزارم.با جابه جا کردن کتاب ها تونستم جاشون بدم.
از خستگی روی تختم ولو شدم.نگاهم به شمشیر نیچرینگ کنار تختم هست نگاه میکنم.
دفتر خاطراتم را برمیدارم و شروع میکنم به نوشتن:
سه بار،این بار دفعه ی سوم هست که دارم زندگی میکنم.و جالبه که هنوز دیوها هستن و دارند اون بیرون پرسه می‌زنند. کاش میتونستم کاری بکنم که جلوی این وضعیت را بگیرم.



#شیطان_کش #تیغه_شیطان #شیطان‌کش #انیمه_تانجیرو #رمان_شیطان کش #تانجیرو_نزوکو #تانجیرو_کامادو #کامادو_تانجیرو #نزوکو_کامادو #تانجیرو #نزوکو #نزوکو_تانجیرو #نزوکو_چان
دیدگاه ها (۰)

واقعا چرا؟😭😭😭😭#انیمه #تیغه_شیطان #شیطان_من #اتک_ان_تایتان #...

در افسانی های قدیمی ژاپن امد است که، اگه یک سامورایی پاک و ب...

فقط آکازا😭#تیغه_شیطان #شیطان_کش #انیمه_شیطان_کش #شیطان‌کش #آ...

قدرت یوریچیلایک و فالو فراموش نشه#دیمن_اسلیر #شیطان_کش #یور...

پارت ۸زندگی جدید -باز هم که دیر کردی آکاری. نزوکو دا...

پارت سومزندگی جدیدچشمام را باز میکنم. نزوکو بالای سرم ایستاد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط