شاید به جایی رسیده باشم که هیچکس و هیچ چیز دیگه نمیتونه خ

شاید به جایی رسیده باشم که هیچکس و هیچ چیز دیگه نمیتونه خوشحالم کنه ..
چرا خب شاید چون به هیچ چی تعلق ندارم ، شاید چون هیچکی دوسم نداره شاید چون خیلی وقته مثل ادم غذا نخوردم و دیوونم میکنه چون خیلی وقته مثل ادم نخوابیدم شاید چون دوستام ازم متنفرن شاید چون دوست داشتم ولی دوست داشته نشدم .. شاید چون همیشه دور انداخته شدم شاید چون اولویت هیچکی نیستم شاید چون حساسم شاید چون به احساسات مردم اهمیت میدم شاید چون لیست هیچ چیو ندارم شاید چون از اینکه مردم زود جوابمو ندن ناراحت میشم شاید چون زیادی انلاینم شاید چون زیادی مهربونم یا شاید احمقم یا شایدم به درد نخوردم شایدم مشکل از منه ؟؟ شاید چون همیشه میخواستم یکی خود واقعیم رو دوست داشته باشه
من همیشه باید مورد تنفر قرار بگیرم اونم فقط چون میخوام خود واقعیم باشم چرا هیچکس از من واقعی خوشش نمیاد من فقط نمیخوام هیچکیو ناراحت کنم
دیگه واقعا نمیتونم تحمل کنم
واقعا باید تنها باشم نه ؟؟
لیاقت من همینه ...
لیاقت تو همینه
دیگه حق نداری مثل ادم زندگی کنی تو لیاقتشو نداری ...
دیدگاه ها (۰)

برام مهم نیست کی چی میگه هر چقدر دلم بخواد چص ناله میکنم چون...

خب دوستان میخوام از اینجا مثل یه دفترچه خاطرات یا مثلا مثل ی...

خدایی چرا کسی نمیخواد بامن دوست بشه ؟؟ البته دوستی دوروزه نم...

خب سلاماومدم یکم باهاتون درد و دل کنممن فقط یک حسود بدبختموق...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط