این چنین درد به جانم زده ای یعنی چه

این چنین درد به جانم زده ای یعنی چه؟؟
شعله بر روح و روانم زده ای یعنی چه؟
تا تو هستی به کنارم دل و جانم شادست ،،
این همه دغدغه بر خود زده ای یعنی چه،؟
من که با تو همه جاهستم و شادابم ازان ،،
اینهمه غصه به دل داشته ای یعنی چه،؟
تو عزیز دلی و نور دوچشمان منی،،
اینچنین شور به دل کاشته ای یعنی چه،،؟
هر چه باشد به فدای تو و چشمان تو باد ،،
اشک بر چشم خود انداخته ای یعنی چه،،؟
دیدگاه ها (۱۰)

.فدای تو همه چیزم اگرچه ناقابلحقیقت است، حقیقت، نشسته ای در ...

تا نگه کردم به چشمانت،,,,نمیدانم چه شدتا که دیدم روی خندانت،...

نیمه جان،چرخ زنان،توبه کنان عاشق شدداد و بیداد دلم در رمضان ...

می نشیند در مسیر را ه تو چون چراغ روشنی چشمان من دستهایم سا...

دیــــار کهن𓅃«سودابه و سیاوش»در روزگاری که کیکاووس، شاه ایرا...

اسم فیک :ولی تو نمیدونی که من عاشقتم _که یهو در بخش زایمان ب...

دیدار پرشور لیلی و مجنون

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط