آنقدر کوچک میشد

آنقدر کوچک میشد
که پشت میز یک کافه، می نشست
چای می خورد
ساعتش را نگاه می کرد
و با عجله می گفت خداحافظ
****
دیدگاه ها (۲)

گریه کردن به معنای این نیست که اون آدم ضعیفهبه این معنیه که ...

حرف، حرف می آوردحرف تو اما، اشکـــ …****

بعضــــــی ها گـــریه نمی کنند !اما از چشـــــم هایشان معلوم...

دوستت داشتمدوستت دارمو دوستت خواهم داشتاز آن دوستت دارم‌ هاک...

𝓜𝓮, 𝔂𝓸𝓾 𝓪𝓷𝓭 𝓪 𝓷𝓸من°تو°و°یک°نه.🪄.🔮.🪄پارت ۱۹:توی کلاس، تهیونگ ...

پارت ۴ندیمه ی عمارتشب بود بهترین لباسمو پوشیدمکل بدنم از ک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط