عاشق نشدی زاهد ، دیوانه چه می دانی،

عاشق نشدی زاهد ، دیوانه چه می دانی،
در شعله نرقصیدی ، پروانه چه می دانی!

«جناب مولوی»
دیدگاه ها (۱۰)

بر سماع راست هر تن چیز نیستطعمۀ هر مرغکی انجیر نیسترقص آنجا ...

من کتابی دیدم , واژه هایش همه از جنس بلور . کاغذی دیدم از جن...

شب آمد و باز رفتم اندر غم دوست،هم بر سر گریه‌ای که چشمم را خ...

می شناسم من گروهی ز اولیاء، که دهان شان بسته باشد از دعا! ...

یک شهر مرا زیر لبش زمزمه می‌کردجانا تو بگو با من دیوانه چه ک...

کلب مولا علی

تا دل نشود عاشقدیوانه نمی گرددتا نگذرد از تن جانجانانه نمی گ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط