دلتنگی؛

دلتنگی؛
آخرین جادویی بود که
در اولین دیدار
بر چشمانم نشست
و اولین کلامی بود که
در آخرین ثانیه های با تو بودن
بر دستانم جاری شد.
آری
از تقدیر نه گزیری هست و نه گریزی!

"زهره طغیانی"
ஜ۩۞۩ஜஜ۩۞۩ஜஜ SARA ஜ۩۞۩ஜஜ۩۞۩ஜ
شب را
به خیال لالایی های
ناخدای خیالت دوختم
اما قرار است
صبح شود
مانده ام
بادبان عشق را
به دستان که بسپارم ....
دیدگاه ها (۱)

در من کسی هنوز دنبال تو می گردددنبال رد سرانگشتانتبر بی قرار...

نبودنت را بلد نیستم..!دلتنگ که میشومپنجره اتاقمرو به خیابان ...

پاره ها برن واسه استخدام :))))

بازهم هجوم مردم همیشه در صحنه و همیشه در صف ، این بار به ماک...

دلتنگی؛آخرین جادویی بود کهدر اولین دیداربر چشمانم نشستو اولی...

دلتنگی؛آخرین جادویی بود کهدر اولین دیداربر چشمانم نشستو اولی...

دلتنگی؛آخرین جادویی بود کهدر اولین دیداربر چشمانم نشستو اولی...

دلتنگی؛آخرین جادویی بود کهدر اولین دیداربر چشمانم نشستو اولی...

دلتنگی؛آخرین جادویی بود کهدر اولین دیداربر چشمانم نشستو اولی...

دلتنگی؛آخرین جادویی بود کهدر اولین دیداربر چشمانم نشستو اولی...

شب رابه خیال لالایی هایناخدای خیالت دوختماما قرار استصبح شود...

شب رابه خیال لالایی هایناخدای خیالت دوختماما قرار است صبح شو...

امام رئـــــوفم …شمار دلتنـــــگی هایم به بی نهایت نزدیک می ...

# داستان#نظرامروز من و این قابِ پر از تردید و بهت ، به شکل ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط