Part ¹¹¹

Part ¹¹¹
تهیونگ ویو:
روی مبل داخل نشیمن نشسته بودم و سرم رو به پشتی مبل تکیه داده بودم..از گفتن حقیقت به ا.ت پشیمون بودم..دلیل اون همه تغییر در رفتارش مطمعنم حرف های من بوده ولی..ولی اخرش باید همه چی رو بهش میگفتم..نمیخواستم دیگه بهش بگم ولی این رفتار ا.ت رفته بود رو مخم و اذیتم میکرد..چشمامو بستم..صدا های درون سرم بلند تر و بلند تر میشد
صدای ا.ت که با بغض ازم میپرسید که دوستش دارم یا نه مدام و مدام توی سرم میچرخید

"ا.ت:حس الانت نسبت...نسبت به من چیه؟ دوستم داری"

علاوه بر صداش تصویر اون لحظه برام روشن تر میشد..احساس بدی بهم دست داد..چشمامو از هم باز کردم تا اون صدا ها برام خاموش بشه ولی باز هم توی سرم میچرخید..کلافه و گیج از جام بلند شدم و اروم سمت پله ها رفتم..پاهام منو به جلوی در اتاق ا.ت رسوندن..هیچ اراده ای روی حرکات بدنم نداشتم..نفسمو بیرون دادم و چند تقه ای به در زدم..نمیدونستم چه دلیلی برای اومدم به اتاقش بیارم که فهمیدم ا.ت جواب نمیده..اخمام کمی تو هم کشیده شد..هیچوقت ندیده بودم ا.ت دیر جوابمو بده..در رو باز کردم و نگاهی به اتاق انداختم..کاملا مرتب بود..مثل همیشه..ندیده بودم که بیاد پایین پس حتما توی اتاقش بود..سمت بالکن اتاق رفتم و پره رو کنار زدم..در بسته بود پس اینجا نبوده..سمت کوزت رومش رفتم اما نبود..نگاهمو به در حمام دادم..هیچ صدایی ازش خارج نمیشد..سمت در رفتم و دست گیره رو پایین کشیدم..انتظار داشتم باز باشه ولی نبود..در قفل بود..متوجه اوضاع شدم..لعنتی
دستگیره رو پست یر هم بالا و پایین میکردم اما دریغ از باز شدن در..اعصابم بدجوری خورد بود..با سر شونم محکم به در میکوبیدم..انقدر خودمو به در کوبیدم که دیگه دستم درد گرفت..ولی نمیتونستم ریسک کنم..با تمام قدرتی که توی بدنم بود دوباره به در کوبیدم و بلاخره باز شد..وارد حمام شدم..اب وان پر بود..نزدیک تر شدم..ا.ت زیر اب بود..دستمو زیر اب بردم و دور بدن بی جونش حلقه کردم و از اب کشیدمش بیرون..


ادامه دارد 🍷
دیدگاه ها (۱۹)

Part ¹¹²تهیونگ ویو:و از اب کشیدمش بیرون..بدن ظریفش بی جون و ...

Part ¹¹³تهیونگ ویو:با لرزش گوشی توی دستم نگاه صفحش کردم..دکت...

Part ¹¹⁰ا.ت ویو:بعد از گذشت سه ساعت به خونه رسیدیم..در بزرگ ...

Part ¹⁰⁹ا.ت ویو:برای این قلبی که درد میکرد..اشک هام از چشمام...

Love in the dark①③*چهار ماه بعد*نشسته بودم رو کاناپه و داشتم...

فقیر بودم .بعد از هشت ساعت کار کردن ، رها شدم .بعد از سه ساع...

𝒑𝒂𝒓𝒕:16ویو ا/تهنوز تهیونگ نیومده منم از فرصت استفاده کردم و ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط