‌ ‌ .

‌ ‌ .
اینم به عشق فرمانده لشکر .....
.
می گفت: داشتم تو جاده می رفتم دیدم یه بسیجی کنار جاده داره میره زدم کنار سوار شد
سلام و علیک و راه افتادیم
داشتم می رفتم با دنده سه و سرعت 80 تا
بهم گفت: اخوی شنیدی فرمانده لشکرت گفته ماشینا حق ندارن از 80 تا بیشتر برن؟؟!!!
یه نگاه بهش کردم و زدم دنده چهار و گفتم اینم به عشق فرمانده لشکر...
تو راه که میرفتیم دیدم خیلی تحویلش می گیرن ...
می خواست پیاده بشه بهش گفتم اخوی خیلی برات درنوشابه باز می کنن لا اقل یه اسم و آدرس بهم بده شاید بدردت خوردم؟؟!!!
یه لبخندی زد و گفت:
همون که به عشقش دنده چهار رفتی
هدیه به روح شهید مهدی_باکری صلوات
اللهم_صل_علی_محمد_وآل_محمد_وعجل_فرجهم


@bakeri_channel
دیدگاه ها (۱)

Part7ا.ت رو مایا می نویسمویو مایاجیمین منو از خواب بلند کرد ...

باورتون میشه چند شب پیش خواب دیدم کنار یه پسر جذاب رو پشت بو...

part 9ویو مایکیصبح از خواب بیدار شدم و رفتم یه آبی به دست و ...

عشق مافیایی 🔪🩸🖤 پارت :۱۶ ویو لارا: ساعت هفت بود که بلند شدم...

Pat:6اسم: عاشق چشماش شدمجونگکوک . سرم و اوردم بالا و با خنده...

عشق خیانت انتقام

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥⁦(⁠。⁠♡⁠part 196♡⁠。⁠)⁩با شیط...

رومان عشق پنهانی (پارت5)

کپشن مهم 💥سلام بروبچ چخبر ؟؟عام بروبچ خواستم بهتون یه چیزی ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط