خانه پدربزرگ را
خانه پدربزرگ را
دوست داشتم!!
ظهر که می شد بوی غذا
تمام اتاق را پر میکرد!
آفتاب روی
سفره ی مادربزرگ پهن میشد
و طعم غذا را دلچسب تر میکرد
کاش آنوقتها هیچ وقت تمام نمیشد.................!!!!
دوست داشتم!!
ظهر که می شد بوی غذا
تمام اتاق را پر میکرد!
آفتاب روی
سفره ی مادربزرگ پهن میشد
و طعم غذا را دلچسب تر میکرد
کاش آنوقتها هیچ وقت تمام نمیشد.................!!!!
- ۲۶.۸k
- ۱۱ دی ۱۳۹۸
دیدگاه ها (۱۷)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط