مست رود نگار من

مست رود نگار من
در بر و در کنار من
هیچ مگو که یار من
باکرمست و با وفا
مولانا

✍ 💘 ‎‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌
دیدگاه ها (۶)

یک بار نه صد بار نه هر بار نفهمیدانگار نه انگار... نه انگار ...

دلم را که مرور میکنمتمام آن از آن توستفقط نقطه‌ای از آن خودم...

نڪندفڪرڪنی در دڸ مڹیاد تو نیستڪَوش ڪڹ نبض دلـــ♡ــم زمزمہ‌...

فصل ها بهانه اند...چله ی تابستان هم که باشد...سرمای نبود توت...

من خود به چشم خویشتن دیدم که جانم میرود

تمام ترسم از این است ڪهیڪ شب بخواهی به خوابم بیاییو من همچنا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط