سناریو تهیونگ

سناریو تهیونگ

{💜}

همینطور که داشتی موهای یکی از مشتریاتو فرم میدادی متوجه شدی یه پسر جذاب وارد ارایشگاهت شده دیدی رفته رو صندلی نشسته شجاعتت رو حفظ کردی و رفتی طرفش و گفتی

+ببخشید ولی الان نوبت شما نیست باید..
حتی نزاشت که حرفتو کامل بزنی اخم کرد و جواب داد
_ من عجله دارم اول به کار من برس
‌
با لحن دستوری گفت اون حتی ادب هم نداشت عصبانی شدی و صدات رو بلند کردی گفتی
+بهتون گفتم که الان نوبت شما نیست یکم صبر کنید مشتری..

بازم سر حرفت پرید با همون اخمش گفت
_اع ک اینطور.. پس میخای با پسر رعیس جمهور اینطور رفتار کنی میدونی که مجازات خیلی بدی داره

و بعد دست سینه بهت خیر شد.. متوجه شدی این پسر شرع پس اول به کارش رسیدی و از قصد کل اون رنگ رو توی لباس گرون قیمتش ریختی و اون مجبورت میکنه خدمتکار خونش باشی
دیدگاه ها (۵)

#تکپارتیموضوع:(وقتی میخایم بهش خیانت کنیم)اگه روزی تصمیم گرف...

ساعت دو و نیم شب بود بشت میز مطالعه نشسته بودی بدون هیچ کاری...

وقتی میخواستی بری استخر ولی...¹امروز به درخواست و اصرار های ...

#pain#P¹⁰⁴#Season²_ چطور ممکنه؟.... درسته که پدرم ممکنه آدم ...

#چندپارتیتا ابد و یک، دوست دارم!جونگین/ا.تP:2پاتو از اون خون...

رقص مرگ و عشقp¹⁴درِ اتاقِ کار با صدایِ تلخی بسته شد. اتاقِ ت...

ادامهپسرا رفتن تو اتاق خودشاندامیان رفت که بخوابهاندر و لوکا...

تکپارتیموضوع:(وقتی بچه رو میزارید خونه دوستت و خودتون میرید ...

𝐎𝐧𝐞 𝐌𝐨𝐧𝐭𝐡 𝐖𝐢𝐭𝐡 𝐓𝐚𝐞𝐡𝐲𝐮𝐧𝐠 | یک ماه با تهیونگ𝐏𝐚𝐫𝐭: 𝟐صبح روز بعد...

#تکپارتیموضوع:(وقتی سه، چهار ماه از رابطه مون میگذره ولی ما ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط