مُحرم است؛ چنان از حسین (ع) یاد بکن

مُحرم است؛ چنان از حسین (ع) یاد بکن
که از تو یاد بگیرند دختر و پسرت
به غیرِ مَشک و.. غمِ آب و.. ناله و نوحه
از آن حماسه چرا هیچ نیست در نظرت؟
چگونه نوحه ی مظلوم میکنی وقتی
که کُلِ عمر نبودست غیرِ شّر، ثمرت
چگونه سفره ی نذریِ تو به پاست ولی
میانِ سفره ندارد خورشت؛ کارگرت
چگونه شربت و چایی به مردمان دادی
تویی که آب ندادی به خواهشِ پدرت
تویی که سیصد و پنجاه و پنج روز از سال
به سبزه زارِ گناهان چریده است خرت؛
چگونه است که ده روزِ مانده را زیرِ
فشارِ نخل و عَلَم، خم نمی شود کمرت؟
حسین گفته اگر قرصِ نانِ جو داری
مَران بدونِ تنعُم گدای را ز درت
حسین گفته به نامحرمت نگاه نکن
تویی که ماه بنی هاشم است چون قمرت
حسین گفته مبادا که عشوه ی صنمی
به خلوتت بکشاند.. کند شبی دَمرت
نماز و روزه گرفتی و خمس را دادی؟
و یا مضایقه کردی به خاطر ضررت؟!
کسی که گفت بدین شیوه زندگی بکنی
یقین بدان به دو عالم گذاشت سربه سرت
تو از حسین(ع) همین را شنیده ای که فقط
لباس تیره بپوشی و گِل زنی به سرت!!
دیدگاه ها (۱۰)

روی دستش، پسرش رفت، ولی قولش نه!نیزه‌ها تا جگرش رفت، ولی قول...

بر قلب جهان تیر زده طالع جانکاهبر دوش کشیده ست فلک ماتم یک ش...

افتاد بـه بی راهه مسیرم کـــه اسیرمگم گشته ی پهنایِ کـــویرم...

بار سفر را بی صدا بستیم و رفتیمپاییز را بر شاخه ها بستیم و ر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط