تو نیستی
تو نیستی
اما من برایت چای میریزم
دیروز هم
نبودی که برایت چای ریختم
دیگر چه فرق میکند
باشی یا نباشی
من با تو زندگی میکنم...
هنوزم بوی عطرت در کوچه ها پیچده است
ولی افسوس هر کوچه را که سپری می کنم
تو دیگر نیستی
افسرده تر از دیروز میشوم
و دلتنگتر از همیشه........
کاش می دانستی
که این بودن تو بود که به من آرامش می داد
ولی دیگر این روزها آرامشی نیست
دل بیقرارتر از همیشه است
و تنها اشک مهمان چشمهایم میشود
اما من برایت چای میریزم
دیروز هم
نبودی که برایت چای ریختم
دیگر چه فرق میکند
باشی یا نباشی
من با تو زندگی میکنم...
هنوزم بوی عطرت در کوچه ها پیچده است
ولی افسوس هر کوچه را که سپری می کنم
تو دیگر نیستی
افسرده تر از دیروز میشوم
و دلتنگتر از همیشه........
کاش می دانستی
که این بودن تو بود که به من آرامش می داد
ولی دیگر این روزها آرامشی نیست
دل بیقرارتر از همیشه است
و تنها اشک مهمان چشمهایم میشود
- ۸۰۱
- ۲۳ شهریور ۱۳۹۸
دیدگاه ها (۱۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط