پارت

پارت 2
人人人 همجنس منے ولے براے منی
人人人

وقتی رسیدیم
یه پسر منو جذب خودش کرد تو
ذهنم گفتم: این مال خودمه از الان تا ابد اههه چی میگم به خودم همجنسمه هاا یه دفعه یکی زدم دیدم تهیونگه گفتم: چته گفت: صد باره دارم صدات میکنم
گفتم: ببخشید

ویوی شوگا: داشتیم جرعت حقیقت بازی میکردیم که یه پسر رو دیدم خیلی بامزه بود(همون حرف هایی رو زد که جیمین گفت)
که رزی بلند گفت شوگاا
گفت: بله
رزی دوستشونه
رزی: گفت جرعت یا حقیقت
قبل از اینکه شوگا حرف بزنه جونکوک گفت: بچه ها شما هم بیاین بازی

ویوی جونکوک: شوگا محوی یه پسر شده بود انگار روش کراش زده بود یکی یه دفعه اومد پسره (جیمین) رو اروم زد جونکوک چمشش افتاد به پسره (تهیونگ) پسر تو که دل سردی داری چجوری داری عاشق این پسر میشی اونم با یک نگاه جیمین و تهیونگ داشتن رد میشدن که جنکوک بهشون گفت: بیاین اینجا بشینین

جیمین و تهیونگ هم قبول کردن
اومدن پیششون و رزی گفت: بچه ها خوش اومدین و( همه رو معرفی کرد نمیگم چون نقش ها فرعی هستن)
بعد از معرفی گفت نوبت شوگا بود
شوگا گفت: جرعت(بچه هااا یادم رفت بگم بین رزی و شوگا افتاده بود که باید بپرسه)
رزی داشت فکر میکرد که جنکوک در گوشش یه چیزی گفت
رزی گفت اوکیهه و سوال رو پرسید وقتی پرسید همه در شوک و تعجب فرو رفتند
ویوی جونکوک: دیدم رزی هنوز داره فکر میکنه منم خواستم یکم کرم بریزم برای همین در گوش رزی گفتم: بهش بگو جیمین رو ببوسه رزی گفت: اوکیهه
شوگا و جیمین با تعجب بهم نگاه میکردند شوگا هم رفت به مدت پنج ثانیه سر جیمین رو بوسید رو اومد به بازی رزی گفت: نهه باید لبش رو ببوسی
جیمین داشت سکته میکرد
ولی شوگا با تعجب و سرعت فراوان
لب جیمین رو باز به مدت پنج ثانیه بوسید و برگشت گفت: خوبه؟ همه گفتن اوکیه ولی جیمین اروم بود لپاش گل انداخته بود تهیونگ هم هی به جیمین میخندید و جیمین اروم میزدش🤣
تهیونگ از اول بازی داشت شر.. اب
میخورد و به جنکوک نگاه و فکر میکرد
جنکوک متوجه ی نگاه های تهیونگ شد و فهمید که تهیونگ دوسش داره
خوش حال بود ولی زیاد نشون نمیداد
بازی تموم شد اون چهار نفر یعنی
جیمین و تهیونگ و شوگا و جنکوک هم مست بودن(در حد لالیگا مست بودن🤣)

یه دفعه جنکوک نتونست تحمل کنه و یه لیوان شراب برداشت و توش قرص تحریک کننده ریخت🫣
و رفت سمت تهیونگ و گفت: تهیونگ تهیونگ برگشت و گفت: بله
جنکوک جواب داد بیا اینو بخور
تهیونگ بدون اینکه چیزی بدونه لیوان رو سر کشید بعد چند دقیقه هی داشت عرق میکردد جنکوک نگاه بهش کرد و گفت همینه...
تهیونگ رفت که اب یخ بخوره که جنکوک دستش رو گرفت و تهیونگ رو نشوند روی پاش
تهیونگ
چیکار میکنی
جنکوک
هیششش من میدونم چه میخوای و قراره بهت بدم
تهیونگ
چی
جنکوک
بعدا میفهمی
و تهیونگ رو بغل کرد و بردش به اتاق
VIP

....
خوش حال میشم نظرت رو بدونم
پارت بعد پنج لایک ده کامنت(:
دیدگاه ها (۰)

پارت اول 人人人 همجنس منے ولے براے منیـ 人人人تهیونگ:فکر نمیکردم...

هعییی🤣😐

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط