دلم گرفته است

دلم گرفته است
به ایوان می روم و انگشتانم را
بر پوست کشیده شب می کشم
چراغ های رابطه تاریکند
کسی مرا به آ فتاب
معرفی نخواهد کرد
کسی مرا به میهمانی گنجشکها نخواهد برد
پرواز را به خاطر بسپار
پرنده مردنی است
#Eli
دیدگاه ها (۱)

☜بـِه مـَـن گــٌٌـفـْـت:⇠✖رِفــیـقـاتْ ☜ارزِشــــی نَـدارَن⇠...

مهم نیست که شانه هایت تجسم است و آغوشت خیال! همه ی یادت اینج...

#Eli♡•°S°•♡

"♚مرگ که خبر نمیکنه...✘یهودیدےدیگه??" نیستم"??نقطه . سر قبر...

سایه‌های قلبℙ𝔸ℝ𝕋𝟞: زیر آسمان سئولساعت نزدیک هشت شب بود.ا/ت ط...

رمان: دوست پسرِ روانیپارت ۱۶: مسیرِ انحرافینگاهش مثلِ تیغ رو...

✦ اولین گناه ✦فصل دوم: مردی که در سایه ایستاده بوداز وقتی به...

✦ اولین گناه ✦فصل دهم: فرود---آن شب، وقتی کاساندرا روی تخت خ...

پارت دوازدهم من رفتم کنار ات دراز کشیده و به صورت زیبا اون ن...

~عشق و جدایی~~فصل دوم~Part:"13"ویو کوک×دیر کردی....خیلی دیر ...

پارت: 30 (بخش1) **زاویه دید: زین**آفتابِ اواخرِ بعدازظهر با ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط