ویو ات

ویو ات
ات : ک..ک..وک
کوک:.. ( خشم خالص
ات: کوک ببخشید
ات: کوک بخدا
یدفعه وایسادو با نفرت بم زول زد
کوک: ی کلمه دیگه بشنوم جونت پا خودت
ات: ..( بغض
( چرا کرم دارم دوس ندارم ب هم برسن😂)
کوک منو برد همون اتاقی که پارسال وقتی اینجا شروع ب کار کردم اون جاسوس خدمتکارو کشت
یا همون جایی که بام لج کرده بود هر روز کتکم میزددد
اون هنوز همون سادیسمی قبلیه هیچی تغییر نکردهه
منو وسعت اتاق انداخت
و وقتی درو قفل کرد
منو برد همون جایی که اون دختره رو بسته بود کوک خیلی کتکم زده
بود ولی این
کوک: که قبلا باش بودی
ات: .چ..چیزه
کوک: شب پیشش بمونی
ات: من واقعا از اعصبانیت گفتم جدی نگیر
کو: باید خیلی حواست باشه
رفت سمت دسته دسته تیغا
امد سمتم واقعا خیلی ترسناک شده بود یعنی یجمله فقط بخواطر ی دعواا
وقتی اومد بکشه رو پام
دیدگاه ها (۲)

ویو کوک وقتی اومدم یکم خط خطیش کنم نمیتونستم چرا باید ادب ش...

ویو کوک وقتی اومدم یکم خط خطیش کنم نمیتونستم چرا باید ادب ش...

ویو کوک کوک: ات خیلی پروع شدیااا: عه .. پس دیگه هیچی بت نمیگ...

ویو ات کوک: چرا بقلشش کردیات: خیلی وقت بود ندیده بودمششکوک: ...

ازدواج اجباری پارت ۳

ات وقتی با کوک رفت خونه انگار اون خونه و کوک غریبه شده و مثل...

ازدواج اجباری پارت ۱

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط