قدمهایم، بی قرار توست،

قدمهایم، بی قرار توست،

و دستهایم، بی قرار ماندن در، دستهای تبدارت.

بگذار بیایم ،

و روی پیراهنت،

یک دشت میخک سرخ،

بکشم، که معطر، از آغوش تو،

باشد.

بگذار بیایم.
دیدگاه ها (۲)

تقدیم به کسانی که هم دل دارند هم معرفتاما کسی را ندارندامیدو...

‍ ‍ صدای مرا بشنودر هیاهوی گنجشکهای بی پروازمیان برف سپید و ...

تو کجایی؟ در گستره‌ی بی‌مرزِ این جهان تو کجایی؟ من در دور...

پارت ۳

دونه های برف صورت خیس از اشکت رو لمس میکردنیونگی به آرومی دس...

سفیر کبیر Grand Ambassador

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط