1p
1p
نویسنده:صبح شده بود و ماریا بیدار شده بود بر سرکار(هر کاری که میخواین) از آپارتمان بیرون میاد و میبنه جلوی در یهBMW مشکی جلوی در در باز میشه ران
ماریا در ذهن:این دیگه چه خره؟
نویسنده:ماریا میخواد رد بشه که ران جلوش رو میگیره
ران:کجای میری پرنسس.
ماریا:ببخشید شما؟
ران:من رو یادت نمیاد پرنسس؟
ماریا:نه
ران:منم ران
ماریا:برو گمشو مرتیکه خیانت کار
نویسنده:ماریا میخواست بره که ران اون رو روی شونه اش میزاره و بلند میکنه و به سمت ماشین میرن ماریا دست و پا میزنه
ماریا:ولم کن
ران:نچ
نویسنده: ران ماریا میزاره داخل ماشین خودش هم میشنه.
ماریا: کجا میریم؟
ران:میفهمی
نویسند: میرسن به پایگاه بوتن ران پیدا میشه و دست ماریا رو میگیره و میبره داخل
ماریا:اینجا کجاست عوضی؟
نویسنده: ران وامیسته و به ماریا نگاه میکه
ران:تو در جایگاهی نیستی بی ادبی کنی پرنسس
نویسنده: بعد خم میشه و بوسه سریع به لب ماریا میزنه
ماریا: هی این چه کاری بود
ران: هههه
نویسنده: اون ها به اتاق مایکی میرن ران در میزنه
مایکی :بیان داخل
نویسنده: ماریا و ران میرن داخل
مایکی: بشیند
نویسنده: ماریا روی یه صندلی میشینه
نویسنده:صبح شده بود و ماریا بیدار شده بود بر سرکار(هر کاری که میخواین) از آپارتمان بیرون میاد و میبنه جلوی در یهBMW مشکی جلوی در در باز میشه ران
ماریا در ذهن:این دیگه چه خره؟
نویسنده:ماریا میخواد رد بشه که ران جلوش رو میگیره
ران:کجای میری پرنسس.
ماریا:ببخشید شما؟
ران:من رو یادت نمیاد پرنسس؟
ماریا:نه
ران:منم ران
ماریا:برو گمشو مرتیکه خیانت کار
نویسنده:ماریا میخواست بره که ران اون رو روی شونه اش میزاره و بلند میکنه و به سمت ماشین میرن ماریا دست و پا میزنه
ماریا:ولم کن
ران:نچ
نویسنده: ران ماریا میزاره داخل ماشین خودش هم میشنه.
ماریا: کجا میریم؟
ران:میفهمی
نویسند: میرسن به پایگاه بوتن ران پیدا میشه و دست ماریا رو میگیره و میبره داخل
ماریا:اینجا کجاست عوضی؟
نویسنده: ران وامیسته و به ماریا نگاه میکه
ران:تو در جایگاهی نیستی بی ادبی کنی پرنسس
نویسنده: بعد خم میشه و بوسه سریع به لب ماریا میزنه
ماریا: هی این چه کاری بود
ران: هههه
نویسنده: اون ها به اتاق مایکی میرن ران در میزنه
مایکی :بیان داخل
نویسنده: ماریا و ران میرن داخل
مایکی: بشیند
نویسنده: ماریا روی یه صندلی میشینه
- ۹۳
- ۲۰ شهریور ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط