ویو ات
ویو ات
سلام من ات هستم کیم ات یه برادر رو مخ دارم که اذیتم میکنه من ۱۹ سالمه و دانشگاه توی سئول درس میخونم یه دوست به اسم یونا دارم که باهم خیلی جوریم ینی ۲۴ ساعته خونه همیم یه داداش داره اسمش شوگاعه مین یونگی اما ما شوگا صداش میکنیم خیلی کراشششششهههههه لعنتی اهم خوب دیگه من باید برم پیش یونا
ویو ته
سلام من کیم تهیونگ هستم یه ابجی دارم خیلی نانازه من۲۱ سالمه یه دوست داره ات که خیلی خوشگله
ویو یونا
سلاممممممم من مین یونا هستم ۱۹ سالمه یه دوست دارم به اسم ات یه داداش داره اسمش تهیونگه خیلی کراشه راستی یه داداش هم دارم
ویو یونگی
سلام من مین یونگی هستم ولی شوگا صدام بزنید خواعر خبر چینم همچی رو گفت بجز سنم من ۲۰ سالمه
پرش بع ظهر
ات: خدافظ الاغ
ته: خدافظ گوزو خر
ویو ات
امروز قرار بود برم پیش یونا نمیدونم داداشش بود یا نه ولی خوب به من چهههههههههههه قرار بود یه هفته اونجا بمونم چمدونم رو گذاشتم توی ماشینم و رااه افتادم
نیم مین بعد
ات: ژینگگگگگگگگگگ
یونا: اومدم اومدم
ات: سلااااممممممممممممممم
یونا: سلامنممممممممم
ات: چرا بی حالی رنگت پریده
یونا: پ.ریود شدم
ات: اوخی
شوگا: من اومدم یونا بیا اینم پد بهدا عه سلام ات
ات: س.....سلام( خجالت )
یونا: بده من ببینم
شوگا: پروووو
ات: خوب بفرما این شیرینی ها و کیکارو خودم درست کردم
یونا: به به واییییییییییی چنگده گشنگه
شوگا: ببینم واووووو واقعا استعداد داری ات
ات: م منونم اهم خوب خوشمزه بود یونا
یونا: وای خیلی خوشمزس
شوگا: چشماش برق میزنه
پرش به شب
یونا: ببینید من خیلی خیلی دلم درد میکنه میرم بخوابم
ات: باشه پس منم باهات میام
شوگا: منم کار دارم باید برم
نصف شب
ویو ات
دیدم چراغ روشن شد رفتم دیدم شوگاست داره کیکا و شیرینیامو میخوره واییییییی خیلی خوشحال شدم وای نه پام پیچ خورد و با کله رفتم تو در و از پله ها سر خوردم افتادم پایین
ویو شوگا
رفتم تا شیرینی های ات رو بخورم چند دقیقه که گذشت دیدم ات به کله از پله ها افتا
شوگا: ات...ات خوبی
ات: ایییییی اخر این شبگردای من کار دستم میده( دسپاچه)
سلام من ات هستم کیم ات یه برادر رو مخ دارم که اذیتم میکنه من ۱۹ سالمه و دانشگاه توی سئول درس میخونم یه دوست به اسم یونا دارم که باهم خیلی جوریم ینی ۲۴ ساعته خونه همیم یه داداش داره اسمش شوگاعه مین یونگی اما ما شوگا صداش میکنیم خیلی کراشششششهههههه لعنتی اهم خوب دیگه من باید برم پیش یونا
ویو ته
سلام من کیم تهیونگ هستم یه ابجی دارم خیلی نانازه من۲۱ سالمه یه دوست داره ات که خیلی خوشگله
ویو یونا
سلاممممممم من مین یونا هستم ۱۹ سالمه یه دوست دارم به اسم ات یه داداش داره اسمش تهیونگه خیلی کراشه راستی یه داداش هم دارم
ویو یونگی
سلام من مین یونگی هستم ولی شوگا صدام بزنید خواعر خبر چینم همچی رو گفت بجز سنم من ۲۰ سالمه
پرش بع ظهر
ات: خدافظ الاغ
ته: خدافظ گوزو خر
ویو ات
امروز قرار بود برم پیش یونا نمیدونم داداشش بود یا نه ولی خوب به من چهههههههههههه قرار بود یه هفته اونجا بمونم چمدونم رو گذاشتم توی ماشینم و رااه افتادم
نیم مین بعد
ات: ژینگگگگگگگگگگ
یونا: اومدم اومدم
ات: سلااااممممممممممممممم
یونا: سلامنممممممممم
ات: چرا بی حالی رنگت پریده
یونا: پ.ریود شدم
ات: اوخی
شوگا: من اومدم یونا بیا اینم پد بهدا عه سلام ات
ات: س.....سلام( خجالت )
یونا: بده من ببینم
شوگا: پروووو
ات: خوب بفرما این شیرینی ها و کیکارو خودم درست کردم
یونا: به به واییییییییییی چنگده گشنگه
شوگا: ببینم واووووو واقعا استعداد داری ات
ات: م منونم اهم خوب خوشمزه بود یونا
یونا: وای خیلی خوشمزس
شوگا: چشماش برق میزنه
پرش به شب
یونا: ببینید من خیلی خیلی دلم درد میکنه میرم بخوابم
ات: باشه پس منم باهات میام
شوگا: منم کار دارم باید برم
نصف شب
ویو ات
دیدم چراغ روشن شد رفتم دیدم شوگاست داره کیکا و شیرینیامو میخوره واییییییی خیلی خوشحال شدم وای نه پام پیچ خورد و با کله رفتم تو در و از پله ها سر خوردم افتادم پایین
ویو شوگا
رفتم تا شیرینی های ات رو بخورم چند دقیقه که گذشت دیدم ات به کله از پله ها افتا
شوگا: ات...ات خوبی
ات: ایییییی اخر این شبگردای من کار دستم میده( دسپاچه)
- ۲۰۴
- ۱۷ بهمن ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط